
وقتی جناب آقای قرائتی مطلع شدند که پیرمردی مخلص چندین سال است که خانه و زندگی و اثاثیه زندگی اش را در زاهدان رها کرده و فقط به خاطر بر پاساختن خانه خدا از آن سال تا کنون خود و خانمش در یک اطاق کنار این مسجد در کنار جاده و بیابان زمستان های یخبندان را عاشقانه سپری می کنند و در زمانه ای که هر کسی به فکر در آمد و تامین دو لقمه نان برای خویش و ذخیره ای برای فرزندان است این دو نفر نه تنها برای زندگی خود کاری نمی منند بلکه زندگی را فدا و و قف تکمیل خانه خدا کرده اند و حتی برای تامین حقوق خادمم مسجد ماهها حقوق بازنشستگی خود را می گرفت و مستقیما بهخادم تحویل می داد جناب اقای قرائتی فرمودند : این گونه چهره های قیمتی و کمیاب دیدنی هستند و به ایشان اطلاع دهید که من یک جایزه زیارت سوریه برای ایشان و خانمشان می دهم
وقتی این خبر به آقای فرخنده رسید در پاسخ پیام فرستاد که به آقای قرائتی بگویید :علی رغم اینکه من به زیارت سوریه نرفته ام و عاشق زیارت آنجا هستم اما تکمیل مسجد را بر زیارت مقدم می دانم و اگر می خواهید جایزه بدهید لطفا همین هزینه را در تکمیل مسجد کمک کنید !!!
چنین هم شد و آقای قرائتی بخش مهمی از سنگ مسجد را تامین کردند
+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 12:39  توسط نواسه حسین نیمبلو کی
|